نویسنده حمید فعلی

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان میثاق ملی تمامی اقشار و مذاهب ملت ایران، نقش ویژه‌ای برای ارتش جمهوری اسلامی ایران جهت پاسداری از استقلال و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور در اصل 143[1] قائل شده است. اصل سوم قانون اساسی نیز از جمله راه‌های مهم تحقق پاسداری از این سه محور را تقويت كامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي دانسته است.[2] با توجه به تهدید مستمر کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران از جانب گروهک‌ها و سازمان‌های تروریستی و تجزیه‌طلب از بدو انقلاب اسلامی ملت ایران و از سوی دیگر با عنایت به پیوستن ارتش و ارتشیان به انقلاب اسلامی مردم که از عوامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی بود، سؤال مهمی که در مورد ارتش جمهوری اسلامی ایران نسبت به تهدیدهای مستکبران و تجزیه‌طلبان و تروریسم مطرح می‌شود، چیستی نقش ارتش در مقابله با این تهدیدها است. آنچه که اهمیت پاسخ این سؤال را پررنگ‌تر می‌نمایاند، تلاش و امید واهی اذناب مزدور رژیمی منزوی و مرتجع در منطقه و اربابان مستکبر آن در انگلیس و سرزمین‌های اشغالی قدس و آمریکا جهت رخنه برای انشقاق بین ارتش اسلام و مردم و نظام اسلامی و مردمی است.

در پرتو بازشناسی اهداف و کارویژه‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی نقش راهبردی و بنیادینی در ابعاد مختلف به ویژه ابعاد نظامی و امنیتی باید در جهت تحقق اهداف مقدس «حفظ استقلال ایران»، «حفظ تمامیت ارضی ایران» و «حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران» قائل شد. این اهداف آنچنان به یکدیگر گره خورده‌اند که هیچ کدام بدون رها کردن دیگری محقق نخواهد شد. برای مثال در مورد حفظ استقلال کشور، مقابله با تلاش و سرمایه‌گذاری‌های کلان دشمنان کشور در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران برای نقض همه‌جانبه استقلال مردم و دولت ایران و هرچه وابسته‌تر کردن کشور به نظام سلطه، جز با اقداماتی که منجر به حفظ تمامیت ارضی و حفظ نظام جمهوری اسلامی بشود، محال است. لذا در صورت رها کردن یک هدف از اهداف فوق قطعاً وصول به دیگری نیز میسر نخواهد بود. هرچند نیل به این اهداف وظیفه تمام ارکان حاکمیت بوده و واژه «دولت» در اصل سوم قانون اساسی در معنای عام آن و شامل تمامی ارکان حاکمیت است و دستگاه‌های دیگری نیز وظایف مذکور در این اصل را برعهده دارند، اما وظیفه خاص ارتش جمهوری اسلامی در زمینه‌هایی مانند تقویت بنیه دفاع ملی با آموزش نظامی عمومی در بند (11) و تأمین خودکفایی نظامی در بند (13) مقدمه تحقق سه هدف اساسی فوق توسط ارتش است.

سرمایه انسانی شکل‌دهنده ارتش جمهوری اسلامی نیز در قانون اساسی منطبق با اهداف ملت در راستای اهداف فوق است، آنچنان که جمع توأمان ویژگی‌های «مکتبی بودن» و «مردمی بودن» در اصل 144 از طریق به خدمت پذیرفتن افرادی شایسته كه به اهداف انقلاب اسلامي ایمان داشته باشند و در راه تحقق آن فداكار باشند، بازتاب خواسته ملت در همه‌پرسی قانون اساسی در سال 1358 بوده است.[3] عمق پیوند ارتش با ملت در جهت این اهداف در قانون اساسی تا جایی است که حتی برای جلوگیری از نفوذ بیگانگان، هیچ فرد خارجی ولو آنکه به انقلاب اسلامی ایمان داشته باشد، در ارتش به خدمت پذیرفته نمی‌شود[4] و هیچ پایگاه نظامی خارجی حتی با استفاده صلح‌آمیز نیز نمی‌توان در کشور مستقر کرد.[5]

یکی از جلوه‌های تبلور شعار «ارتش فدای ملت» در اصل 147 با این تعبیر مقرر شده است که استفاده از افراد و تجهیزات ارتش در زمان صلح در امور امدادي، آموزشي، توليدي و جهاد سازندگي تکلیفی بر عهده دولت و ارتش توأم با حفظ آمادگی رزمی است. نمونه‌های بارزی از عملکرد ارتش در این جهات به ویژه در زمینه امداد در سوانح طبیعی دیده می‌شود تا جایی که جلوه آن به وضوح در فرمایشات تقدیرآمیز مقام معظم رهبری بروز یافته است.[6]

اما آنچه در ایام توطئه دشمنان کشور و نظام اسلامی جهت برپایی آشوب‌ها و اغتشاشات داخلی در رابطه با رسالت ارتش مبتنی بر قانون اساسی قابل توجه است، جلوه دیگری از شعار ارتش فدای ملت است که نیازمند بازتعریفی در قوانین و مقررات در جهت تحقق هدف «حفظ نظام جمهوری اسلامی» است که مقدمه واجب حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور است. این هدف در ماده (5) قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران مصوب 1366[7] در کنار حفظ استقلال و تمامیت ارضی به عنوان یک هدف نظامی معرفی شده است و در بند (الف) ماده (7)‌ این قانون[8] نیز آمادگی و مقابله در برابر هرگونه تجاوز نظامی علیه استقلال، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی ایران، مأموریت  و وظیفه ارتش شناخته شده است. با این حال در بند (ب) همین ماده مأموریت دیگری تعریف شده است که در جهت رسالت مزبور در قانون اساسی قابل تعریف است و آن عبارت است از «همکاری با نیروهای انتظامی سپاه پاسداران در مقابله با اشرار، یاغیان، قاچاقچیان، تجزیه‌طلبان و جریانات براندازی در مواقع ضروری بنا به‌دستور». صراحت این بند در زمینه مأموریت برای برای مقابله با تجزیه‌طلبان و جریانات براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران، بلاشک همکاری ارتش با نیروهای انتظامی سپاه پاسداران در این جهات را می‌طلبد که طبعاً در این حد زیر نظر مقام معظم رهبری تا کنون حسب دستورات ایشان صورت پذیرفته است.

با رجوع به مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی می‌توان از خلال نظارت اعضا به ویژه آقای فارسی ذیل بررسی اصل 143 دریافت که در کنار دگرگونی سازمان ارتش با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحول ارتشی که پیش از انقلاب اسلامی ایدئولوژی مغایر اسلام در آن تبلیغ می‌شده است به یک ارتش توحیدی، هدف اساسی از حفظ ارتش بوده است، به نحوی که هر زمان ارتش توحیدی محقق شد، دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی همانند سپاه به این ارتش نیز محول شود. اما همان‌طور آقای مکارم شیرازی در همان جلسه توضیح دادند، همان ارتش بود که نمی‏خواست در مقابل انقلابیون بجنگند و حتی خود ارتشیان در سربازخانه‏ها را باز کردند و به خواهران و برادران خود اسلحه دادند و در کنارشان هم جنگیدند و انقلاب اسلامی هم پیروز شد و این مبارزات حتی حضرت امام (ره) در روزهایی که در پاریس بودند نیز در اعلامیه‌ها می‌نوشتند که افسران ارتش به امام (ره) نامه می‌نوشتند و از ایشان دستور می‌خواستند. لذا همان ارتش صرفاً با کنار گذاشتن فرماندهان خائن به انقلاب اسلامی مردم و تبلیغ ایدئولوژی اسلامی در آن، به عنوان ارتش جمهوری اسلامی مد نظر بوده است که وظیفه «پاسداری از نظام جمهوری اسلامی کشور» به آن سپرده شده است.[9]

بنابراین، به نظر می‌رسد نگاه به وظایف و مأموریت‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران در جهت مقابله با اشرار، یاغیان، قاچاقچیان، تجزیه‌طلبان و جریانات براندازی به منظور حفظ نظام جمهوری اسلامی، نباید در حاشیه و صرفاً محدود به همکاری با سایر پاسداران انقلاب اسلامی باشد، چه آنکه ارتشیان نیز مطابق نص اصل 143 پاسدار نظام جمهوری اسلامی هستند. به این منظور در کنار همکاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وظایف مستقیم ارتش جمهوری اسلامی ایران جهت اجرای کامل اصل 143 قانون اساسی باید مورد بازتعریف در قانون ارتش قرار گیرد و نتیجه آن جز این نخواهد بود که ارتش انقلابی که برآمده از متن مردم است شعار ارتش فدای ملت را در لباس پاسداری از نظام جمهوری اسلامی به شکل مستقیم در مقابل تجزیه‌طلبان و براندازان محقق خواهد کرد.

 

[1] . اصل یکصد و چهل سوم قانون اساسی: «ارتش جمهوري اسلامي ايران پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي كشور را بر عهده دارد.»

[2]. بند (11) اصل سوم قانون اساسی: «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي امور زير به كار برد: 1- ...

11- تقويت كامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي كشور.»

[3] . اصل يكصد و چهل و چهارم: «ارتش جمهوري اسلامي ايران بايد ارتشي اسلامي باشد كه ارتشي مكتبي و مردمي است و بايد افرادي شايسته را به خدمت بپذيرد كه به اهداف انقلاب اسلامي مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشد.» 

[4] . اصل یکصد و چهل و پنجم: «هيچ فرد خارجي به عضويت در ارتش و نيروهاي انتظامي كشور پذيرفته نمي‌شود.»

[5] . اصل یکصد و چهل و ششم: «استقرار هرگونه پايگاه نظامي خارجي در كشور هر چند به عنوان استفاده‌هاي صلح‌آميز باشد ممنوع است.»

[6] . «ارتش در [قضیه سیل] گلستان، قبل از اینکه ستاد بحران به آنجا برسد، حضور پیدا کرد؛در خدمت مردم بود.  [در ماجرایی دیگر] سرهنگ ارتشی خم میشود که یک پیرمرد پایش را بگذارد روی پشت او، سوار [کامیون] بشود! این یعنی ارتش در شعار «ارتش فدای ملّت» صادق است.» 28/1/1398

[7] . «‌ماده 5- هدف‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:

‌الف- حفظ استقلال، تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی ایران»

[8] . «ماده 7- مأموریت و وظایف ارتش به شرح زیر می‌باشد:

‌الف- آمادگی و مقابله در برابر هر گونه تجاوز نظامی علیه استقلال، تمامیت ارضی، نظام جمهوری اسلامی ایران و منافع کشور»

[9] . صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی، ج 2، اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، 1364، صص 1367-1368.

گزارش خطا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰