شرح مبسوط قانون اساسی ؛ شرح اصل بیست و ششم
چکیده:
حق آزادی تأسیس و فعالیت تشکلها به منظور اجتماع دائمی افراد و رد و بدل نمودن اطلاعات و کمک و یاری به یکدیگر در زمینههای گوناگون یکی از حقوق مصرح در اسناد بینالمللی و قوانین اساسی بسیاری از کشورهای دنیا است که در اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و در فصل حقوق ملت که مبتنی بر آموزههای فقه شیعه به تدوین درآمده؛ مورد توجه قانون گذار اساسی قرار گرفته است. مقاله ی حاضر به دنبال بررسی و تحلیل حقوقی اصل بیست و ششم قانون اساسی می باشد و در پی پاسخ گویی به این سؤال بنیادین است که جایگاه و ابعاد حقوقی آزادی تأسیس و فعالیت تشکل ها در نظام جمهوری اسلامی ایران چیست.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق آزادی تأسیس و فعالیت تشکل ها را به صورت مطلق نپذیرفته و برای آن حدود و شرایطی در نظر گرفته که قانون فعالیت احزاب، جمعیتها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی و اقلیتهای دینی شناخته شده، در پی تبیین حدود و ثغور این حق، مقررات لازم الاجرایی را وضع نموده است، هر چند به نظر میرسد این مقررات ناکافی و غیر منسجم بوده و تعریف هر یک از تشکلها و تعیین مرزهای آزادی آنها نیازمند قوانین جامعتر و دقیقتری است. همچنین به علت تفاوت در ماهیت و ابعاد حقوقی موضوع آزادی تشکلها و آزادی احزاب، غالب قوانین اساسی این دو حق را در دو اصل متفاوت بیان کردهاند که این موضوع در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مغفول مانده است.
واژگان کلیدی:آزادی تشکلها، اصل بیست و ششم قانون اساسی، احزاب، جمعیتها، انجمنها، استقلال، آزادی، اساس جمهوری اسلامی، موازین اسلام.
حق آزادی تأسیس و فعالیت تشکلها به منظور اجتماع دائمی افراد و رد و بدل نمودن اطلاعات و کمک و یاری به یکدیگر در زمینههای گوناگون یکی از حقوق مصرح در اسناد بینالمللی و قوانین اساسی بسیاری از کشورهای دنیا است که در اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و در فصل حقوق ملت که مبتنی بر آموزههای فقه شیعه به تدوین درآمده؛ مورد توجه قانون گذار اساسی قرار گرفته است. مقاله ی حاضر به دنبال بررسی و تحلیل حقوقی اصل بیست و ششم قانون اساسی می باشد و در پی پاسخ گویی به این سؤال بنیادین است که جایگاه و ابعاد حقوقی آزادی تأسیس و فعالیت تشکل ها در نظام جمهوری اسلامی ایران چیست.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق آزادی تأسیس و فعالیت تشکل ها را به صورت مطلق نپذیرفته و برای آن حدود و شرایطی در نظر گرفته که قانون فعالیت احزاب، جمعیتها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی و اقلیتهای دینی شناخته شده، در پی تبیین حدود و ثغور این حق، مقررات لازم الاجرایی را وضع نموده است، هر چند به نظر میرسد این مقررات ناکافی و غیر منسجم بوده و تعریف هر یک از تشکلها و تعیین مرزهای آزادی آنها نیازمند قوانین جامعتر و دقیقتری است. همچنین به علت تفاوت در ماهیت و ابعاد حقوقی موضوع آزادی تشکلها و آزادی احزاب، غالب قوانین اساسی این دو حق را در دو اصل متفاوت بیان کردهاند که این موضوع در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مغفول مانده است.
واژگان کلیدی:آزادی تشکلها، اصل بیست و ششم قانون اساسی، احزاب، جمعیتها، انجمنها، استقلال، آزادی، اساس جمهوری اسلامی، موازین اسلام.
ارسال نظرات